دانلود مقاله کامل درباره تحولات زيستي محيطي

دانلود مستقیم «دانلود مقاله کامل درباره تحولات زيستي محيطي» | دسته «عمومی و آزاد» | دریافت فایل از دانلود بازار

دانلود مقاله کامل درباره تحولات زيستي محيطي

لينک پرداخت و دانلود *پايين مطلب*
فرمت فايل:Word (قابل ويرايش و آماده پرينت)
تعداد صفحه: 137

 

مقدمه

اساسي ترين امر در تبيين مساله پژوهش ، فرايند تئوري سازي وسپس آزمون آن است كه درواقع تحقيق را از 2 بعد نظري وعملي بهره مند مي سازد. البته تد.وين نظري تحقيق، مسلتزم آگاهي از روند شكل گيري مساله، شناخت ابعاد گوناگون آن وسپس مطالعه آراء ونظراتي است كه به صورتي عام يا خاص در خصوص موضوع تحقيق بيان شده است تا درپرتو اين عمل، زاويه ديدي كه محقق مصمم است بر آن اساس به واقعيت نظر افكند و به مساله اجتماعي پاسخ دهد آشكار گردد، تا بدين سان محقق بتواند پاسخ هاي احتمالي تحقيق ومتغيرهاي گوناگون آن را تنظيم وسپس آزمون نمايد.

در تحقيق حاضر، ابتدا تاريخچه موضوع در جهان و ايران مرور خواهد شد. سپس به منظور تبيين مساله مورد نظر، لازم است شناختي از نظام اجتماعي شهر ملارد صورت پذيرد كه دراين خصوص ،جامعه مذكور بر اساس پنج مولفه جغرافيايي،اقتصادي،جمعيتي، فرهنگي ومديريتي مورد مطالعه قرار مي گيرد آگاه آراء و نظرات در سه بعد كلاسيك، مدرن وفرامدرن مطرح مي شود. سپس با بهره گيري از نظرايات مطروحه و تلفيق آن با مطالعات مقدماتي، به طرح چارچوب نظري پرداخته .تا بدين ترتيب مراحل فرضيه سازي، تعيين متغيرهاي مستقل و وابسته وبيان تعاريف نظري و عملي متغيرها به صورتي سهل وروان صورت پذيرد.

1-2-تاريخچه تحولات زيستي محيطي:

تاريخ حيات بشر مملو از مبارزات پياپي وي براي سلطه بر طبيعت وبهره مندي از زندگي بهتر مي باشد به گونه اي كه رابطه متقابل اين دو پيوسته در حال تغيير و تحول بوده است ، چون از سويي سخاوت فراوان طبيعت براي رفع نيازهاي معيشتي بشر و از سوي ديگر نيروي شگرف طبيعت و قدرت آن در ايجاد طوفان،طغيان و آتشفشان، برخي از عناصر طبيعت را در ذهن او در هاليه اي تقدس قرارداد كه در فرهنگ ملل مختلف ،تقدس گياهان وجانوران واحترام به آن ها منشا شكل گيري توتم پرستي شد.

البته، بشر از همان ابتدا يعني در دوره پالئولتيك[1] براي رفع نيازهاي زيستي تعادل طبيعي محيط خود را بر هم زد و با پي بردن به راز آتش، بعنوان اولين وسيله فني، جنگل و طبيعت سبز را به آتش كشيد. آثار اولين حمله وي به پوشش گياهي، شكل گيري «ساوان» در آفريقاي غربي و آسياي جنوب شرقي مي باشد و حدود ده هزار سال قبل نيز سرخ پوستان آمريكاي شمالي با آتش زدن جنگل مراتع خود را توسعه دادند و نمونه هاي مشابه آن، در ديگر نقاط جهان بود كه آثار نامطلوب آن بر چرخه ‍حيات، شرايط جوي، خاك،هوا، كيفيت گردش آب در محيط و بروي حيوانات ،هنوز هم دامن گير بشتريت است.

كمي بعد، يعني در ابتدا نئوليتيك[2] با اختراع فن كشاورزي در خاورميانه و انتشار آن در ديرگ نقاط جهان اثر تخريبي انسان بر روي طبيعت و تعادل عناصر طبيعي، باز هم فزوني گرفت و هم زمان با اين تخريب ها،فعاليتهاي اجتماعي وفني بشر هر چند در سطح محدود،براي تامين گرما در زمستان وپخت وپز آشپزخانه، موجب آزاد شدن  در هوا شد و موجب آلودگي مختصر آن گرديد و سوزاندن فضولات ومواد زائد، موجب آلودگي هواي جوي گشت وريختن آن ها درون آب ها منجر به آلودگي آب ها شد.

اين وضع تا زمان شكل گيري انقلاب صنعتي ادامه داشت كه در آن زمان با گسترش علم و تكنولوژي ،بهره گيري همه جانبه از طبيعت شدت يافت و دستيابي به سود هر چه بيشتر به هر شكل ممكن مورد توجه قرارگرفت ودودهاي تنوره كارخانه ها و پساب هاي صنعتي هر چه بيشتر يورش بي رحمانه خود را بر پيكر طبيعت وارد كرد و موازنه سيستمي محيط زيست را بهم ريخت و تاكنون نيز بشر شاهد تخريب روزافزون زيست كره وآلودگي آن مي باشد، البته با پشت سر نهادن تحولات گوناگون، ناگزير به همكاري با طبيعت شده است. چنانچه، قزوانچاهي مراحل سه گانه تغيير و تحول را براي انسان وپيدايش توليد و تكنولوژي ، به عنوان سه مرحله ديالكتيكي تعادل چنين بر مي شمرد:

دوره اول: حجم مصرف، جرم وانرژي و ورود پس مانده هاي مصرفي آن هنوز نمي توانست بر روي تعادلات اكوسيستم ها اثر داشته باشد و حدكاربرد و يا سيستم هاي تكنولوژيك نتوانسته بود بر تعادلات سيستم هاي سه وجهي( جرم،انرژي واطلاعات) برتري يابد.لذا اين دوره، دوره تفوق تعادلات حيات به حساب مي آيد انسان مقهور قواي طبيعت بود و بر قوانين حاكم بر محيط خود آشنايي نداشت. در اين مرحله، تعادل اكوسيستم ها نه به دليل رشد تكنولوژي ، بلكه به دليل ضعف آن، ازطريق طبيعت برقرار بوده است.

در اين دوران اخلاق، خلق وخو، اداب و روحيات انسان همه زير تاثير برتري اسطوره هاي قدرت هاي آسماني وطبيعت قرار داشته و بيگانگي انسان از كار خود وكالايي كه خود توليد مي كرده است، هنوز پديدار نگشته بود واين بيگانگي تنها مربوط به طبيعت پيرامون و عدم درك قانون مندي هاي آن بوده است.

دوره دوم: از آن زماني آغاز گشت كه تعادل بين حد مصارف و منابع حيات وتكنولوژي به دليل سلطه كمي و كيفي تكنولوژي آلوده كننده بر هم خورد.اين تكنولوژي به علت مصرف بي رويه منابع حياتي، تكنولوژي غارت نام گرفت.

اين دوران، دوران نفي و معادلات بين انسان و محيط پيرامونش بود. سرانجام، آدمي بر سلطه بلامنازع خدايان اولمپ از عمل وانديشه خود شمشير كشيد. عصر خود را در هيئت انقلاب صنعتي در اروپا نماياند. تفكر بشري در اين دوره در كشف قوانين حاكم بر طبيعت تلاش نمود و در كار تغيير محيط پيرامون بر‌آمده بود. اما به دليل عدم انطباق قانونمندي هاي طبيعت با شناخت اين قوانين در ذهن انسان و به دليل حركت كور نيروهاي مولد ولع آزمندانه بورژوازي، تعادل ميان منابع حياتي موجود وحد مصرف به دليل سيطره كمي تكنولوژي آلاينده و مصرف كننده، منابع حياتي بر هم خورد و به دنبال هزاران سال تجاوز انسان بر انسان ، تجاوز به حريم طبيعت نيز آغاز شد و سرانجام دوره سوم فرا رسيد.

دوره سوم: دراين دوره به ناچار بشر به همكاري با طبيعت مي پردازد(قزوانچاهي، 1375: 25 )

1-1-2- مرور تحولات زيست محيطي درجهان:

مساله بهسازي محيط زيست، پس از جنگ جهاني دوم و در حقيقت بعد از نيمه دوم قرن بيستم، با رشد سريع و نامتناسب صنعت اهميت يافت وايجاد مراكز صنعتي در اروپا وآمريكا و گرايش شديد شهرنشيني ورشد مصنوعي جمعيت در شهرها، آلودگي و بهم خوردن تعادل حياتي طبيعت را به ارمغان آورد و در اثر الوده شدن هوا، آب و موادغذايي و .. مخاطراتي را براي زندگي انسان ايجاد كرد و به همين جهت سال 1970 در اروپا و آمريكا سال حفاظت از محيط زيست اعلام شد ورهبران سياسي كشورها وظيفه خود دانستند كه اجتماع را از آلودگي بيشتر بر حذر دارند و هزينه هاي هنگفتي را براي اين امر در بودجه كشورهاي خود منظور نمايند.

در سال 1970 انجمن هاي حفظ و حمايت از منابع طبيعي تشكيل شد وموسسات خيريه ودولت ها، دانشمندان را در يافتن راه حل هايي،تشويق وكمك مادي نمودند و با كمك علم و قانون توانست اقدامات موثري انجام گيرد.(اصلي 1354: 45)

پس از آن در ژوئن 1972 برنامه محيط زيست وتوسعه سازمان ملل متحد UNEP، اولين كنفرانس جهاني را در استكهلم سوئد درزمينه مسائل زيست محيطي ترتيب داد واولين بيانيه مشترك 26 ماده اي بين 13 كشور با تاكيد بر حقوق زيست محيطي منعقد شد كه اصل اول بيانيه مقرر مي دارد:« انسان حق اساسي آزادي، برابري وشرايط مناسب زندگي در محيطي را دارد كه شان انساني وخوشبختي او را تامين كند. او مي تواند مسئوليت رسمي حمايت واصلاح محيط زيست را براي نسل خود و نسل هاي آينده بر عهده گيرد».(سيمبر، 1382 : 106)

اصل مذكور، بر حقوق فردي زيست محيطي اشاره دارد كه حق فردي مسئوليت حفاظت از محيط زيست را بر عهده يكايك افراد جامعه قرار داده، به گونه اي كه ضمن اجتناب خود از تخريب محيط زيست، ديگران را نيز از اين امر نهي مي نمايد كه از طريق آموزش افراد در همه گروه هاي سني، در زمينه حفاظت محيط زيست و گسترش تحقيقاتي علمي انجام مي شود.

حق جمعي، نيز حل مسايل زيست محيطي را بر عهده دولت ها نهاده كه با همكاري هاي بين المللي ممكن مي باشد.

«اصل 21 بيانيه استكهلم نيز به دولت ها هشدار مي دهد ك ضمن آزادي عمل در بهره برداري از منابع طبيعي و حق حاكميت بر آن ها، از هر گونه عملي كه منجر به خسارت بر محيط زيست ديگركشورها مي شود  پرهيز نمايند.» (سيمبر ، 1382 : 107).

در سال 1975، در پي توصيه كنفرانس استكهلم در زمينه آموزش، كارگاه بين المللي آموزش محيط زيست توسط يونسكو در بلگراد تشكيل شد و جهت افزايش مبادله اطلاعات و برگزاري كارگاه هاي مختلف آموزشي وانجام پروژه هاي پژوهشي و تاليف كتب و مقالات از انديشمندان دعوت به همكاري شد.

در سال 1977، يونسكو با همراهي سازمان ملل متحد كنفرانس بين دولتي آموزشي محيط زيست را در تفليس گرجستان برگزار نمود كه در بيانيه اين كنفرانس به آموزش افراد در كليه سنين وسطوح به صورت آموزش هاي رسمي وغيررسمي و نقش وسايل ارتباط جمعي تاكيد شده است و از كارشناسان رشته هاي گوناگون وافرادي كه اعمال و تصميمات آن ها بر محيط زيست تاثير مي گذارد خواسته شده تا با شركت در دوره هاي آموزشي وكسب دانش ومهارت هاي لازم نسبت به مسئوليت خود دراين مورد آگاه تر شوند.(فتحي وفرمهيني، 1382)

در سال 1991، شوراي جوانان انگليس در زمينه محيط زيست كنفرانسي با نام «محيط زيست ما ،انگيزه » برگزار كرد.

مسايل موردتوجه جوانان در زمينه محيط زيست، حول محورهاي زير مطرح گرديد تا مورد توجه تصميم گيران تمام سطوح اجرايي قرار گيرد:

«آگاهي ،حمل ونقل ،آلودگي ،طبيعت ،انرژي اقتصاد، بهره برداري از زمين،مديريت منابع توليدات غذايي، جمعيت وهمكاري جهاني» (سازمان ملي جوانان 1379)

در دهه 1990، 80% امريكايي ها وبيش از دو سوم اروپايي ها خود را طرفدار محيط زيست دانسته اند ، كه بيداري مردم در اروپاي غربي با ظهور جنبش سياسي سبز تسريع شد. اين جنبش در سال هاي آخر دهه 70 در آلمان غربي و هم اكنون در 16 كشور، حزب سياسي دارد و در حال حاضر، در خود پارلمان اروپا نيز تعدادي از اعضاي حزب سبز عضويت دارند واحزاب و نامزدهايي كه برنامه ها وسياست هاي خود را «سبزنساخته» باشند به زحمت مي توانند در انتخابات پيروز شوند.(كاستلز، 1380 : 147)

در ژوئن 1992، دقيقا 20 سال پس از كنفرانس استكهلم، در شهر ريودوژانير وبرزيل ،‌كنفرانس «محيط زيست و توسعه» برگزار شد و باتاكيد بر، به رسميت شناختن ماهيت يكپارچه و مرتبط موطن ما زمين كار خود را آغاز كرد كه تا اين زمان كشورهاي صنعتي، جوامع در حال توسعه را عامل تخريب محيط زيست مي دانستند ولي در اين كنفرانس متخصصان وسران كشورهاي در حال توسعه ثابت كردند كه منشا 80% از آلاينده هاي محيط، كشورهاي صنعتي هستند وپس ازمذاكرات پياپي، قطعنامه اي با عنوان دستورالعمل 21 براي قرن بيست ويكم تنظيم شد كه هر يك از موارد مي تواند رهنمودي براي مبارزه با آلودگي هاي زيست محيطي باشد. و دستورالعمل كنفرانس در چهاربخش تنظيم شد:(معلمي ،بيتا، 29-26)

بخش اول: ابعاد اجتماعي واقتصادي  مساله آلودگي

بخش دوم:حفظ وبهره برداري و مديريت منابع طبيعي در چهارچوب توسعه پايدار

بخش سوم: تقويت نقش اقشار عمده جامعه

بخش چهارم: ابزار اجرايي كار

يكي از جلوه هاي كنفرانس ريو، استانداردهاي ايزو 14000 به منظور ايجاد استانداردهاي بين المللي مديريت زيست محيطي در جامعه جهاني بود. زيرا بسياري از شركت كنندگان بر اين باور بودند كه اكثر مشكلات محيطي همچون ،نازك شدن لايه ازن، گرم شدن زمين وذوب شدن يخ ها، بعدي جهاني دارد كه استانداردهاي ملي و منطقه اي نمي تواند راه گشاي حل اين مشكل باشد.

سازمان يونسكودر بيست وهشتمين كنفرانس عمومي خود با عنوان راهبرد ميان مدت، (2001-1996) ، با شركت متخصصان وصاحب نظران مسائل مختلف برگزار شد و ضمن بازنگري عملكرد يونسكو وترسيم ويژگي هاي قرن بيست ويكم وارائه راهبردهاي اساسي پيرامون محيط زيست، جمعيت وتوسعه و تقابل ميان اين سه مقوله، مساله محي زيست مورد تاكيد قرار گرفت.

راهبرد ميان مدت يونسكو اهداف زير را مدنظر داشته است:( يونسكو، بي تا: 45)

راهبرد ميان مدت، در درجه اول درصدد است با تاكيد بر زمينه ومحيط اجتماعي واقتصادي وفرهنگي و با تاكيد همزمان بر مسايل جهاني،‌آگاهي هاي علمي لازم براي درك رابطه ميان جمعيت، محيط زيست وتوسعه را ايجاد وروز آمد كند. بنابراين، از فعاليت هاي تحقيق و توسعه و راه اندازي شبكه عمومي از سوي مركز اصلي وموسسات تحقيقاتي حمايت خواهد شد تا اين مراكز ونهادها به طور خاص بتوانند در تهيه مواد آموزشي مناسب وآموزش كاركنان مشاركت كنند.

راهبرد ميان مدت در درجه دوم، به تقويت توانايي دولت هاي عضو در مسير عضو در مسير بهبود وجهت دهي مجدد فعاليت هاي ملي آموزش وكارآموزي در بخش رسمي وغيررسمي، با تكيه بردانش دقيق علمي مي پرازد. تهيه مواد وتدوين شيوه هاي آموزشي با ملاحظه ويژگي هاي فرهنگ و مطابق با نيازهاي گروه هاي متفاوت ،مورد تاكيد قرار خواهد گرفت.

درتمام فعاليت ها ،شيوه هاي فرارشته اي كه براي بررسي مسائل زيست محيطي، جمعيتي و توسعه ضروري هستند تقويت ميشوند واز اين نظر به 9 كشور پر جمعيت جهان، دولت هاي عضو منطقه آفريقا و دولت هاي كوچك جزيره اي توجه خاصي خواهد شد.

دولت هاي عضو منطقه، براي اجراي پروژه ها از سوي صندوق جمعيت ملل متحد، برنامه توسعه ملل متحد، برنامه محيط زيست ملل متحد  و همچنين ساير سازمان هاي اهدا كننده ،تامين مالي و حمايت فني مي شوند.

راهبرد ميان مدت در درجه سوم مي كوشد تا تصميم گيرندگان و اشخاصي را كه مي توانند در افكار عمومي و رسانه ها موثر باشند بسيج كند. با اين هدف كه در آنان حساسيت بيشتري نسبت به مسايل زيست محيطي ،جمعيتي و توسعه اي ايجاد كند تا اين افراد از طريق پخش پيام هاي متناسب، در تحول مطلوب رفتارها وگرايش ها مشاركت درزند.

نكته حايز اهميت در روند شكل گيري ديدگاه زيست محيطي در جهان ومرور بيانه ها و دستورالعمل هاي هر يك از كنفرانس هاي بين المللي، تاكيد ويژه آنان بر حقوق جمعي و فردي است كه در بعد فردي نيز بر نقش آموزش هاي زيست محيطي اشاره داشتند چنانچه در اجلاسي كه به منظور براي دستورالعمل 21، در ژوئن 1997 تشكيل شده بود، به اين مهم پرداخته شد.

2-1-2- نظري بر تحولات زيست محيطي در ايران:

حفاظت وسالم نگهداشتن محيط زيست موضوعي است كه از ديرباز مورد توجه ايرانيان بوده است و براي كشوري با تاريخ كهن اين امر قدمتي ديرينه دارد. چنانچه در«اسطوره هاي ايراني، درختان، انسان هاي خوبي بوده اند كه پس از مرگ تبديل به درخت مي شوند و زندگي جاودانه مي يافتند و به همين دليل قطع درختان قطور، كاري ناصواب بود. ايرانيان باستان مي گفتند هر كس درخت كهنسالي يا درخت ميوه اي را قطع كند در همان سال يكي از خويشاوندان خود را از دست خواهد داد ودر اوستا، زرتشت آزار حيوانات را گناه كبيره مي داند و در ارتباط با طبيعت نيز از اهورامزدا مي پرسد چه قومي خوشبخت تر است؟در پاسخ مي شنود، ملتي كه درخت مثمر بكارد و زمين هاي لم يزرع را به زمين هاي كشاورزي تبديل كند. (يخكشي،1381 : 29)

جنگل، درخت وگل و گياه نيز ايرانيان شادابي، طراوت و آرامش و زيبايي است ودر ادبيات منشورو منظوم ،قامت بلند زنان به سرو و پوست لطيف و زيبايي آنان به گل تشبيه شده است و در نام گذاري فرزنان به خصوص دختران خود از واژه گل يا با استفاده از پيشوند و پسوند آن [3]يا از ديگر عناصر موجود در طبيعت [4]بهره جسته اند.

همچنين  ايرانيان در برخي موارد مهريه دختران خود را براساس عناصر آب و خاك (زمين)تعيين نموده اند.خصوصا پس از گرايش آنان به دين اسلام توجه شان مضاعف شد. چرا كه در اسلام تاكيدات زيادي بر طبيعت وعناصر موجود در آن دارد كه در زيربه برخي از آن ها اشاره مي شود:

-بسياري از سوره هاي قراني به نام يكي از عناصر طبيعت است[5].

«قران مجيد از جنگل ها، منابع طبيعي و مراتع تحت عنوان انفال ياد مي كند و آن را يكي از نعمت هاي مهم الهي و حياتي براي انسان ها مي شمارد.»(نصيري ،1378: 360)

-در مواردي زيادي در قران مجيد به يكي از جلوه هاي طبيعت سوگند ياد شده است[6].

-آيات متعددي انسان را به گردش در طبيعت وتفكر در ان دعوت مي كند. چنانچه شفيعي مازندراني در همايش اسلام و محيط زيست اشاره مي نمايد كه دعوت به تفكر ومطالعه در آفرينش بسياري از پديده هاي طبيعي و ياد كردن طبيعت به عنوان موجودي داراي شعور و تسبيح گوي ورازدار، همه و همه گواه بر اين حقيقتند كه قران وپرودگار حكيم عظمت و اهميت ويژه اي براي همه مخلوقات از جمله طبيعت و پديده هاي طبيعي قايلند. اين اهميت درسي گران بها براي همگان است تا آن ها را دست كم نگيرند ودر آفرينش آن ها بيشتر بينديشند و به دقايق و اسرار نهفته در درون آنها بيشتر تفكر كنند.

-در سيره بانوي اسلام آب،مظهر پاكي به عنوان مهريه ايشان ذكر شده است.

-بسياري از بزرگان دين به امر زراعت پرداخته اند و برخي از آنان به مشاغلي همچون كشاورزي وپرورش دام اشتغال داشتند.

-تاكيد ويژه اسلام بر پاكيزگي و پرهيز از آلودگي نيز قابل تامل است تا حدي كه پاكيزگي را نشاني از ايمان مي داند و آداب وضو و غسل، قبل از عبادت مبين، تطهير توامان جسم وروح است.

عده اي بر اين باورند ايرانيان مسلمان داراي پيشينه غني وكهني در حفظ و حمايت از محيط زيست بودند. اما با حمله مغول به ايران همبستگي ايرانيان با محيط زيست از هم گسسته شد وبرخي از ايرانيان با الگوگرفتن از سبك زندگي كوچ رو، همبستگي با محيط طبيعي خود را از دست دادند و در ييلاق و قشلاق براي ايجاد مكان هايي براي كشاورزي وزيستن، زمينه اي براي جنگل تراشي در اين اقوام ايجاد شد. چنانچه، علي يخكشي در اين رابطه با تاسف بيان مي دارد:«در آغاز شايد از بين رفتن جنگل ها كارآساني براي ايرانيان نبود و قلبشان حاضر به انجام چنين كاري نمي شد ولي به مرور به اجبار با اين كار خو گرفتند تا حدي كه امروزه هيچ اثري از همبستگي مردم و طبيعت ديده نمي شود و به رغم وجود قوانين مدون، موسسات آموزشي و پژوهشي وسازمان هاي اجرايي مربوطه، جنگل ها را نابود كرده وبه محيط زيست خود كمتر توجه مي كنند.(يخكشي، 1381: 34).

بدين ترتيب، تخريب محيط طبيعي موجب شد تا حفاظت از محيط زيست در قالب سازماني دولتي در سال 1335 با نام «كانون شكار ايران» وارد عمل شودو وظيفه حفظ حيات وحش ونظارت براجراي مقررات مربوط به آن بر عهده گيرد وشعباتي نيز در استان ها،شهرستان ها و بخش ها داير نمايد ودر اين سال مجلس قانون شكار را تصويب كند.

در شانزدهم خرداد 1346 با تصويب قانون صيد وشكار، كانون شكار به سازمان شكارباني ونظارت بر صيد تغيير نام داد ومسئوليت هاي جديدي به آن تفويض شد و از محدوده شكار فراتر رفت وابعاد جديدي به سازمان محول گرديد كه شامل: (عليزاده ، 1371: 11).

-حفظ ونگهداري شكارگاه ها وفضاي حياتي جانوران وحشي وحمايت آنها در برابر گرسنگي و تشنگي و صيد و شكار بي رويه و عوامل و حوادث نامساعد جوي وطبيعت مانند حريق جنگل ومراتع و سيل و طغيان رودخانه ها و بيماري هاي واگير ومسموميت نباتي وامثال آن.

-فراهم آوردن موجبات محيطي مساعد جهت تكثير وپرورش جانوران وحشي.

-كوشش در اصلاح نژاد جانوران وحشي

-بررسي وتحقيقات علمي درباره جانوران وحشي

  • ايجاد پارك هاي ملي و مناطق حفاظت شده وموزه هاي حيوان شناسي
  • درسال 1350، «سازمان حفاظت محيط زيست» جايگزين« سازمان شكارباني» شده و وظيفه جلوگيري از انجام هر گونه اقدام زيان بخش براي تعادل و تناسب محيط زيست به اختيارات قبلي اضافه شد.
  • «عده اي دوره 1350-1335 را دوره ارزش هاي اسطوره اي ناميده اند و از آنجايي كه ارزش هاي اين دوره پيش از آغاز شكل گيري ارزش هاي زيست محيطي واعلام خطر آلودگي مي باشد. اما هيچ گونه تاثيري از آن ها نپذيرفته است.اين ارزش ها بر لزوم حفاظت از منابع حيات وحش كشور، جلوگيري از شكار بي رويه وصيادي تاكيد داشت. اما حائز اهميت آن كه ارزش هاي زيست محيطي و اجتماعي حاكم بر گروزه كوچك كانون شكار و اداره شكارباني آن چنان انسجام ويكپارچگي قدرتمندي داشت كه در هيچ دوره ديگري پس از آن ديده نشده است.» (سقايي، 1378 :20)

در سال 1353، دقيقا پس از برپايي كنفرانس جهاني محيط زيست در استكهلم ، قانون حفاظت وبهسازي محيط زيست تصويب شد كه اختيارات قانوني ونقش سازمان را در خصوص برنامه هاي رشد وتوسعه ملي افزايش داد.

در دهه 1350، ارزش هاي زيست محيطي دوره جديد، برگرفته از شعارهاي گروه هاي افراطي طرفدار محيط زيست در غرب بود كه هيچ سنخيتي با ارزش هاي سنتي ايران وتناسبي با ساختار تكنولوژيك ما نداشت و بهمين سبب اثري نامطلوب وسازنده در روند فعاليت هاي سازمان حفاظت محيط زيست نداشت.

این فقط قسمتی از متن مقاله است . جهت دریافت کل متن مقاله ، لطفا آن را خریداری نمایید